الفيض الكاشاني

403

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

روزى او را توسعه دهم با آن كه او در اين حال از من دور تر است . » « 37 » از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « اى فرزند آدم ! اگر از دنيا چيزى را مىخواهى كه تو را كفايت كند كمترين چيز دنيا تو را كافى است ، و اگر از دنيا چيزى را مىخواهى كه تو را كفايت نمىكند همهء آنچه در دنياست تو را كافى نيست . » « 38 » از امام باقر ( ع ) روايت است كه : « بپرهيز از آن كه به كسى كه برتر از تو است چشم دوزى ، چه اين بس است كه خداوند به پيامبرش ( ص ) فرموده است : فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ ؛ « 39 » و نيز : وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا . « 40 » اگر در اين باره تو را شكّى است زندگى پيامبر خدا ( ص ) را به ياد آورد كه خوراك او نان جوين و حلواى او خرما و آتش او از چوب درخت خرما بود اگر آن را مىيافت . » « 41 » غزّالى مىگويد : امّا اخبار وارد دربارهء قناعت و رضا بسيار است . ابو ذرّ روزى در ميان مردم نشسته بود . زنى نزد او آمد و گفت : آيا در ميان مردم نشسته‌اى در حالى كه در خانه نه خوردنى هست و نه نوشيدنى ؟ ابوذر گفت : اى زن در پيش روى ما عقبه‌اى دشوار است كه از آن جز سبكباران نجات نمىيابند . زن خشنود شد و بازگشت . ذو النّون گفته است : نزديكترين مردم به كفر فقيرى است كه صبر ندارد . به يكى از حكيمان گفته شد : دارايى تو چيست ؟ پاسخ داد : تجمّل در ظاهر ، ميانه روى در باطن و نوميدى از آنچه در دست مردم است . روايت شده كه خداوند در يكى از كتب آسمانى فرموده است : اى فرزند آدم ! اگر همهء دنيا از آن تو باشد بهره‌ات جز قوتى نيست ، و اگر من قوت تو را از دنيا بدهم و حساب آن را بر ديگرى نهم به تو احسان كرده‌ام . و دربارهء قناعت گفته‌اند : اضرع إلى اللّه لا تضرع إلى النّاس * و اقنع بيأس فإنّ العزّ في اليأس « 42 »

--> ( 37 ) كافى ، 2 / 138 ، شمارهء 4 . ( 38 ) كافى ، 2 / 138 ، شمارهء 6 . ( 39 ) توبه / 56 : ( و فزونى ) اموال و اولاد آنها تو را در شگفتى فرو نبرد . ( 40 ) طه / 131 : و هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادّى كه گروههايى از آنان را از آنها ( 41 ) كافى 2 / 137 ، شمارهء 1 . ( 42 ) براى خدا خضوع كن و براى مردم خاضع مباش - به نوميدى بسنده كن چه عزّت در نوميدى است .